ادبیات شعر حکمت
آخرين تاريخ به روز شدن: 29/11/2009
ساير صفحات: [1]

َشهاب الدین سهروردی معروف به شیخ اشراق معتقد بود : { خداوند در عالم هستی نوری بوجود آورده که همیشه وجود دارد و برای هر کسی قابل دسترسی اما شرط بر خورداری از این نور پالا یش روح و روان از آلودگیهای نفسانی است } این طرز فکر در چند سال پیش از یک فرد دانشمند و مسلمآ توانا در زمینه علوم مختلف می تواند راهگشای اخلاقی پر محتوائی پیش روی هر عقل سلیمی بگذارد . در واقع تحلیل این گفته ها که دارای بار معنوی بالایی است ممکن است کار ساده ای نباشد . اما اگر بخواهیم از یک مثال ملموس استفاده کنیم می شود اینطور گفت که ، نیروی جاذبه سالهاست که توسط نیوتن به عنوان یک نظریه قابل قبول مطرح شده ومیتوان به طور قطع تائید کرد که این نیرو اجسام را به سمت خود می کشد. در واقع نوری که سهروردی از آن صحبت می کند را میتوان به نیروی جاذبه تشبیه کرد اما این نیرو زمانی به به کار می افتد که ما بتوانیم ذهن وروح خود را به مسیر خاصی هدایت کنیم . این موضوع درست همان چیزی است که در بحث ساده اندیشی و ساده نگاری می تواند مورد استفاده قرار گیرد . به عبارت ساده تر عقل وروح آدمی باید از نقابهای خود ساخته خارج شود تا نیرویی مثل جاذبه ما را به سمت خود هدایت کند . در مبحث ساده اندیشی و ساده انگاری دو عنصر عقل وروح از اساسی ترین موضو عات است . این دو واژه در واقع همان طور که در گفتار به سادگی مورد استفاده قرار می گیرد در مکتب ساده اندیشی تعریف خاص خود را پیدا می کند . تعریف دقیق این کلمات می تواند مانند تابلوهای راهنما در جادها عمل کند که در نهایت ما را به مقصد مورد نظر خواهد رساند .

ادامه...

از کاتگوری: مکتب ساده اندیشی
تاريخ درج: 05:24 29/11/2009 نويسنده: بابک نظرات(0)

هر وقت که انسان به یاد دوران کودکی می افتد مجموعه ای از لحظات تلخ وشیرین در جلوی چشمها یش به حرکت می آید . شادیها و سرخوشیها ، ترسها و آرزوها ، همه و همه چیز با جزئیات آن ، اما واقعییت در زمان بزرگسالی بسیار متفاوت از آن دوران ،خود را به ما می شناساند . در بزگسالی آنچنان پیچیدگی ها و مسائل گوناگون ما را احاطه می کند که ممکن است این خاطرات کودکی از دیدگان ما محو شود و فکرو خیالی به جز آینده و فردا نداشته باشیم . امروزه این پیچیدگی ها و زوائد آنچنان بر قلب و روح ما مسلط گشته که ناگزیر برای عبور از نا مللایمات و مشکلات زندگی متوسل به راههای مختلفی می شویم از جمله " با کمک دیگران برای رفع مشکل ، که می تواند به دو صورت مشاوره خواستن ویا گرفتن پول قرضی باشد . یا توسل به دروغ گویی، برای پنهان کردن مقاصد خود و یا فرار از واقعییات زندگی و روی آوردن به مواد مخدر یا مثالهایی از این دست که در زندگی ما بسیار ملموس است !! اما !! از میان راههای توسل جویانه مختلف بعد از (خداوند هستی ) عقل تحلیلگر می تواند یکی از مواردی باشد که به کمک ما دست دراز کند !! اما چگونه این کار ممکن می شود تا زمانیکه خود عقل و ذهن درگیر این مشکلات و زوائد هست ؟ این سوال میتواند ما را به روشی هدایت کند که در آن فرصتی دوباره برای مقابله با انواع مسائل ومشکلات بوجود می اورد . شاید بد نیست در اینجا با یک بیت شعر از خواجه بزرگ اندیشه این مسیر را طی کنیم که گفت : سهل گیر کارها بر خود کز روی طبع سخت می گردد جهان بر مردمان سخت کوش ( حافظ ) کلمه سهل گیری یا به تعبیر امروز ساده گرفتن درکارها که در بیت بالا به کار گرفته شده در واقع میتواند کلید گنجی با ارزش باشد !! که رسیدن به این ذخیره با ارزش می تواند در زندگی ما تاثیر به سزایی داشته باشد در واقع ساده کردن کارها برای هر فرد می تواند منجر به ساده شدن عقل تحلیل گر باشد . هر گاه عقل ، ادراکات و همچنین روح ما از نقابهای خود ساخته و غبارهای زندگی ماشینیزم به سمت ساده انگاری و ساده اندیشی پیشرفت کند به همین مناسبت افقهایی در جلوی چشم ما ظاهر میگردد که مسیر شادی بخشی در انتهای آن نمایان است .

ادامه...

از کاتگوری: مکتب ساده اندیشی
تاريخ درج: 05:17 29/11/2009 نويسنده: بابک نظرات(0)
آنلاين: محمدظاهرکُلمانی, و 119 مهمان