هر وقت که انسان به یاد دوران کودکی می افتد مجموعه ای از لحظات تلخ وشیرین در جلوی چشمها یش به حرکت می آید . شادیها و سرخوشیها ، ترسها و آرزوها ، همه و همه چیز با جزئیات آن ، اما واقعییت در زمان بزرگسالی بسیار متفاوت از آن دوران ،خود را به ما می شناساند . در بزگسالی آنچنان پیچیدگی ها و مسائل گوناگون ما را احاطه می کند که ممکن است این خاطرات کودکی از دیدگان ما محو شود و فکرو خیالی به جز آینده و فردا نداشته باشیم . امروزه این پیچیدگی ها و زوائد آنچنان بر قلب و روح ما مسلط گشته که ناگزیر برای عبور از نا مللایمات و مشکلات زندگی متوسل به راههای مختلفی می شویم از جمله " با کمک دیگران برای رفع مشکل ، که می تواند به دو صورت مشاوره خواستن ویا گرفتن پول قرضی باشد . یا توسل به دروغ گویی، برای پنهان کردن مقاصد خود و یا فرار از واقعییات زندگی و روی آوردن به مواد مخدر یا مثالهایی از این دست که در زندگی ما بسیار ملموس است !! اما !! از میان راههای توسل جویانه مختلف بعد از (خداوند هستی ) عقل تحلیلگر می تواند یکی از مواردی باشد که به کمک ما دست دراز کند !! اما چگونه این کار ممکن می شود تا زمانیکه خود عقل و ذهن درگیر این مشکلات و زوائد هست ؟ این سوال میتواند ما را به روشی هدایت کند که در آن فرصتی دوباره برای مقابله با انواع مسائل ومشکلات بوجود می اورد . شاید بد نیست در اینجا با یک بیت شعر از خواجه بزرگ اندیشه این مسیر را طی کنیم که گفت : سهل گیر کارها بر خود کز روی طبع سخت می گردد جهان بر مردمان سخت کوش ( حافظ ) کلمه سهل گیری یا به تعبیر امروز ساده گرفتن درکارها که در بیت بالا به کار گرفته شده در واقع میتواند کلید گنجی با ارزش باشد !! که رسیدن به این ذخیره با ارزش می تواند در زندگی ما تاثیر به سزایی داشته باشد در واقع ساده کردن کارها برای هر فرد می تواند منجر به ساده شدن عقل تحلیل گر باشد . هر گاه عقل ، ادراکات و همچنین روح ما از نقابهای خود ساخته و غبارهای زندگی ماشینیزم به سمت ساده انگاری و ساده اندیشی پیشرفت کند به همین مناسبت افقهایی در جلوی چشم ما ظاهر میگردد که مسیر شادی بخشی در انتهای آن نمایان است .
ادامه...